رهبر شهیدم

رفتنِ تو، نه یک پایان، که آغازِ یک حضورِ ابدی در رگهای این سرزمین است. ما به نبودنت عادت نمیکنیم؛ چون تو در هر قدمی که برای عدالت برداشته شد، در هر صدایی که حقطلبانه بلند شد، و در هر دلی که به امیدِ فردایی بهتر تپید، زنده ماندهای.
دلتنگی برای تو، دلتنگی برای مردی است که واژه “مقاومت” را معنایی دوباره بخشید. تو که نگاهت، آرامشِ یک ملت در طوفان بود و ایستادگیات، خاری در چشمِ ظالمانِ زمانه. ما امروز نه فقط به یادِ قهرمانیات، که در هوایِ زلالِ اندیشههایت نفس میکشیم.
شاید جایِ خالیات در کوچه و خیابانهایمان مشهود باشد، اما جایِ تو در تاریخِ این مرز و بوم، با طلا نوشته شده است. تو از میانِ ما نرفتی، بلکه در میانِ ما تکثیر شدی. هر کدامینِ ما، امروز تکهای از آرمانهای تو را در سینه حمل میکنیم.
آرام بخواب ای سردارِ شهید؛ که اگرچه چشمهایمان از دوریات میبارد، اما دستهایمان برای ساختنِ آنچه تو برایش جان دادی، محکمتر از همیشه گره خورده است. یادِ تو، مشعلی است که در تاریکترین شبهای تردید، راه را به ما نشان میدهد.
تو رفتی تا ما بمانیم و معنایِ ایستادن را بیاموزیم. چه دشوار است در نبودِ خورشید، راه را یافتن؛ اما گرمایِ ایمانِ تو، هنوز در جانِ این خاک جاریست.