02 مهر 1405
تو همان پناهی هستی که آدم، وقتی از تمام دنیا خسته میشود، دلش میخواهد فقط به سمت تو بیاید… جایی که دلِ بیقرار، آرام میگیرد و غمها برای لحظهای رنگ میبازند. نمیدانم راز این همه آرامش در چیست، اما میدانم هرکس با دل شکسته به سوی تو بیاید، با… بیشتر »
نظر دهید »
02 مهر 1405
میدونی چیه؟ گاهی آدم اونقدر تو شلوغیِ شهر و پشتِ این مانیتورها و کار و بار، پَس میافته که کلاً یادش میره چطوری باید نفس بکشه. انگار یه چیزی تهِ دلت کم میزنه، ولی نمیدونی چیه. بیا یه لحظه با هم از این سر و صدا فرار کنیم. بیا بریم اونطرف، جایی که… بیشتر »
01 مهر 1405
شاید امروز همان روزی نباشد که انتظارش را داشتی؛ شاید مسیر، کمی غبارآلودتر از آن چیزی است که در رویاهایت دیده بودی. اما بگذار حقیقتی را به تو یادآوری کنم: **قدرتِ تغییر، نه در شرایطِ بیرونی، که در ذهنِ آرام و ارادهی سرسختِ تو نهفته است.** تو مجموعهای… بیشتر »