
رفتنِ تو، نه یک پایان، که آغازِ یک حضورِ ابدی در رگهای این سرزمین است. ما به نبودنت عادت نمیکنیم؛ چون تو در هر قدمی که برای عدالت برداشته شد، در هر صدایی که حقطلبانه بلند شد، و در هر دلی که به امیدِ فردایی بهتر تپید، زنده ماندهای.
دلتنگی برای تو، دلتنگی برای مردی است که واژه “مقاومت” را معنایی دوباره بخشید. تو که نگاهت، آرامشِ یک ملت در طوفان بود و ایستادگیات، خاری در چشمِ ظالمانِ زمانه. ما امروز نه فقط به یادِ قهرمانیات، که در هوایِ زلالِ اندیشههایت نفس میکشیم.
شاید جایِ خالیات در کوچه و خیابانهایمان مشهود باشد، اما جایِ تو در تاریخِ این مرز و بوم، با طلا نوشته شده است. تو از میانِ ما نرفتی، بلکه در میانِ ما تکثیر شدی. هر کدامینِ ما، امروز تکهای از آرمانهای تو را در سینه حمل میکنیم.
آرام بخواب ای سردارِ شهید؛ که اگرچه چشمهایمان از دوریات میبارد، اما دستهایمان برای ساختنِ آنچه تو برایش جان دادی، محکمتر از همیشه گره خورده است. یادِ تو، مشعلی است که در تاریکترین شبهای تردید، راه را به ما نشان میدهد.
تو رفتی تا ما بمانیم و معنایِ ایستادن را بیاموزیم. چه دشوار است در نبودِ خورشید، راه را یافتن؛ اما گرمایِ ایمانِ تو، هنوز در جانِ این خاک جاریست.

سردار تنگسیری، «امپراطور دریا»، فقط یک فرمانده نبود؛ او روحِ خروشانِ خلیج فارس بود که در رگهای تاریخ جریان پیدا کرد.
وقتی طوفانهای جنگ میوزید و امواج به دیوارهای ناامیدی میکوبیدند، او همان کشتیِ پایداری بود که هیچگاه زیر بار فشار نشکست.
لقب امپراطور دریا، نه از روی غرور، بلکه از روی احترام به هوش سرشار و دلِ شیر اوست که با تکیه بر ایمان، بر وحشتِ آبها و دشمنان غلبه کرد.
عظمت او در این است که نشان داد چگونه میتوان در میانِ آشوبِ دریاها، آرامشِ یک قهرمان را حفظ کرد و با شجاعتی بینظیر، مسیرِ آزادی و امنیت را برای هموطنانش هموار ساخت. 🌊🚢
نام او در تاریخ دفاع مقدس، به عنوان نماد قدرت و ایمان، جاودانه خواهد ماند. 🌊🇮🇷✨
✍️بتول.منصوریان

وقتی رسیدم به آنجا، حس عجیب و غریبی بهم دست داد؛ حسی که تا حالا تجربهاش نکرده بودم. قرار بود برم خادمی در مراسم چهلمین سالگرد شهادت سردار شهید تنگسیری… اما مقصد کجا بود؟ گلزار شهدای آبادان! 🌹
وقتی چوبپر رو به دستم دادن، انگار ناگهان خادم حرم امام حسین (ع) شده بودم. نمیدونم چرا، ولی شاید چون الگوی تمام این شهدای عزیز، سیدالشهدا (ع) هستن و همین شباهت، دلم رو آروم کرده بود.
کنار قبرهای شهدا که قدم میزدم، با خودم زمزمه میکردم: کاش روزی این افتخار بزرگ، نصیب من هم بشه و بتونم مثل اونا، راه حق رو ادامه بدم.
خوش به حال من که در اربعین، توفیق خدمتگزاری در یاد و خاطرهی شهید «امپراطور دریا» رو داشتم. انشاءالله که بتونیم ادامهدهندهی راه شفاف و روشن اونها باشیم، بهویژه رهبر شهیدم🌱
✍️بتول.منصوریان
#آبادان
#تولیدـمحتوا

دلتنگِ روزهایی هستیم که آرزوی دیدارت را داشتیم، روزهایی که تو برای ما هم پدر بودی و هم رهبر. پدر، ای که در قامتِ بلندِ رهبری، ایران را سربلند کردی، امروز واژهها در وصفِ دلتنگی ما قاصرند.
ما تو را نه فقط رهبر، بلکه پدری دلسوز دیدیم. پدری که تمامِ فکر و ذکرش، سربلندیِ فرزندانش، همین مردمِ ایران بود. پدر، جانِ خود را فدایِ آرمان کردی تا ما در امنیت و آرامش باشیم. امروز، جایِ خالیِ تو، در این سرزمینِ عزیز، بیش از همیشه حس میشود.
آرزو داشتیم تو را از نزدیک ببینیم. نه فقط در قابِ عکسها، بلکه پدری مهربان که نورِ وجودش را حس کنیم، از کلامِ پرمهرش بیاموزیم. اما تقدیر، مسیرِ دیگری را برایمان رقم زد.
شهادت، پایانِ تو نبود، آغازِ جاودانگیات بود. تو رفتی، اما راهت، پیامت، و عشقت در این سرزمین باقی ماند. و ما، وارثانِ آن راه و پیام، امروز با کولهباری از دلتنگی و با قلبی سرشار از عشق و ارادت، مسیرِ تو را ادامه میدهیم.
✍️ بتول.منصوریان
#خوزستان
#حوزه_علمیه_فاطمة_الزهرا_انتقام_ملی
#وعده_صادق_4
#ناحیه_آبادان
#انتقام_ملی_آبادان
#انتقام_سخت