خادمی
17 فروردین 1405

از همان کودکی رؤیایم نشستن پشت سفرهای بود که بوی عشق میدهد؛ سفری که از دل خاک میگذرد و به دلها روشنی میبخشد. همیشه با خودم میگفتم روزی میرسد که من هم در موکب، بخشی کوچک از این دریای محبت شوم. حالا که توفیقش نصیبم شده، میفهمم خدمت در موکب فقط یک کار نیست؛
نوعی نفس کشیدن در هوای گرم مهربانی است.
اینجا لبخندها خستگی را از تن آدم میرباید و حالوهوایش آرامی عجیبی به دل میدهد. هر بار که دستم به کاری میرود، حس میکنم در این مسیر، نه من خادمم و نه دیگران مهمان؛ همهمان بر سر سفره کرم اهلبیت جمع شدهایم.
خدمتی که سالها آرزویش را داشتم، امروز در قلبم جا خوش کرده؛ خدمتی که هر لحظهاش برایم مثل یک دعاست که مستجاب شده باشد.
✍️بتول.منصوریان
#خادمی
#شهید-تنگسیری