17 فروردین 1405
از همان کودکی رؤیایم نشستن پشت سفرهای بود که بوی عشق میدهد؛ سفری که از دل خاک میگذرد و به دلها روشنی میبخشد. همیشه با خودم میگفتم روزی میرسد که من هم در موکب، بخشی کوچک از این دریای محبت شوم. حالا که توفیقش نصیبم شده، میفهمم خدمت در موکب فقط… بیشتر »
نظر دهید »
11 فروردین 1405
آقای من… دلم از بس نامت را آهسته صدا زده، شبیه شبنم شده؛ آرام مینشیند اما سنگینی حرفهای نگفته را با خودش دارد. گاهی فکر میکنم اگر لحظهای در کوچهای از کوچههای این دنیا قدمت را حس کنم، تمام این خستگیها یکباره از شانههایم میافتد. من سرباز… بیشتر »
11 فروردین 1405
ایرانِ من، سرزمینِ عشق و غیرت سلام به همهی هموطنان عزیزم. میخواهم از وطنِ عزیزمان، ایران، بگویم. از سرزمینی که برای ما، فقط یک نام نیست؛ بلکه تمامِ هویت و عشقِ ماست. وطنی که در طولِ تاریخ، همیشه نمادِ شجاعت و ایستادگی بوده، مخصوصاً وقتی پایِ عشق به… بیشتر »
11 فروردین 1405
یادِ شهید سید علی؛ چکیدهی عشق و استقامت در قلبِ تاریخ گاهی دلتنگیها، رنگِ دیگری دارند؛ رنگِ سبزِ امید، رنگِ سرخِ ایثار، رنگِ استوارِ کوه. دلتنگی برای سید علی خامنهای، رهبرِ عزیزم، از همین جنس است. او که رفت، اما میراثِ جاودانش، یعنی عشق به وطن،… بیشتر »