01 آذر 1404
“ای آفتاب پشت ابرهای غم!” ای که آسمان در فراقت چهره در چادر کشید! ای که ستارگان، از فرط شرمِ جفای خلق، از کرانههای افق گریختند! آن بانویی که عرش، در پرتو نور قدمش به سجده افتاد، امروز، پشت درِ خانهاش، بر زمینِ سردِ غربت افتاد. چه کسی… بیشتر »
نظر دهید »
01 آذر 1404
سلام بر تو، ای کوثرِ بیکرانِ رسالت! سلام بر تو، ای زهرا، که زهرِ جفا چشیدی و لب نگشودی. تو را که “امابیها” خواندند، امروز، دیوارِ خانهات را بر پیکرِ بیپناهَت کوبیدند. چگونه بگویم که قناریِ باغِ نبوت، در آتشِ حسد و کینِ جهان سوخت؟… بیشتر »
01 آذر 1404
ای آسمانِ صبر، بر این زمین ببار! گلبرگِ یاسِ کویِ رسولِ خدا شکست. آن شاخسارِ عصمت، که سایهاش جهان بود، در باغِ وحی، بیرخِ یار، تنها نشست. دردا که ماهِ مدینه، در غربتِ فراق، بر سینهای پر از غمِ یتیمان جهان سوخت. آتش زدند بر درِ خانهات، ای کوثرِ… بیشتر »