في فجرٍ مباركٍ من أفراحِ السماء، تجلّى النورُ الإلهيّ على الأرض، وأزهرتْ القلوبُ بفرحِ الوعدِ الصادق. لقد وُلِدَ الإمامُ المهديّ المنتظر عليه السلام، المنقذُ الذي تترقّبهُ الإنسانيّةُ منذُ دهرٍ طويل، ليملأَ الأرضَ قسطًا وعدلًا بعد أن مُلِئَت ظلمًا وجورًا.
هو الإمامُ الخاتمُ من سلالةِ النور، حفيدُ النبيّ الأعظم صلى الله عليه وآله، والرحمةُ التي أودعها الله في آخر الزمان، ليكونَ أملَ المظلومين، ونورَ الطريق لكلّ السائرين نحو الحقّ.
ميلادُه ليسَ حدثًا عابرًا في التاريخ، بل هو وعدٌ بالنهضة، وعهدٌ بالأمل، وإشراقٌ للروحِ في عالمٍ أنهكتهُ الحروبُ والضياع.
ففي ذكرى ولادتِه المباركة، نجددُ العهدَ بالانتظار، انتظارٍ واعٍ يُترجمُ في العملِ الصالح، والإصلاح، ونشرِ قيمِ الرحمة والعدالة.
السلامُ عليه يومَ وُلِد، ويومَ يظهرُ فيُحيي الأرضَ بعد موتها، ويومَ يملأُ الأكوانَ بنورِ الحقِّ الإلهيّ.
اللهمّ عجّل فرَجَه، وقرّ أعينَنا بنورِ طلعته، واجعلنا من أنصارِه وأعوانِه، ومن المنتظرين بخُضوعٍ وإيمانٍ وصدقِ يقين. 🌿✨
ای هشتمین ستارهی آسمان امامت، ای غریب طوس، امام رضا (علیه السلام)!
تو آمدی و خراسان، از آن روز تا ابد، به نور حضورت متبرک شد. ای تجلی رأفت الهی، نام تو خود شفابخش دلهای خسته و پناه بیکسان است. در غربتِ سرزمین غریب، چونان خورشیدی تابان درخشیدی، که هر چه تابانتر بودی، سایهی غربت نیز سنگینتر مینمود.
ای سلطان سریر ملک یقین! در نگاه تو، حکمت موج میزند و در کلامت، معارف ناب الهی جاری است. تو وارث علم پدران بزرگوارت هستی؛ علومی که کویر خشکِ جهل را سیراب میکرد. زائران تو، از هر سو، با کولهباری از درد و امید، به حرم تو پناه میآورند. هر سلامی که از اعماق جان برمیخیزد، نه فقط کلامی بر زبان، که دردی است که با نجوای “یا ضامن آهو” به استشفاع مینشیند.
در ساحت مقدست، فقر و غنا، عالم و جاهل، همه برابرند؛ همه در انتظار نگاهی از آن چشمان پر مهر که فرمودی: «هر که مرا در طوس زیارت کند، چنان باشد که خدا را زیارت کرده باشد.» این وعدهای است که بار سنگین غربت را سبکتر میسازد و بر خاک توس، عطر بهشت میپراکند.
ای ضامن آهو! ای مظهر حُسن خلق و مدارا! در سایهی گنبد طلاییات، آرامشی است که در هیچ کجای جهان یافت نمیشود. یاد تو، یاد شفاعت است؛ یاد کرامت است؛ یاد دلی است که هرگز از یاد بندگانش غافل نمیماند.
سلام بر تو، ای مسافر عشق، ای تجلی محبت.
امشب، آسمانِ انتظار، نورانیترین ستارهی خود را به تماشا گذاشته است؛ تولد خورشیدی که قرار است ظلمتهای ابدی را بزداید. شب نیمهی شعبان، شبی نیست که تنها به جشن و سرور بگذرد، بلکه شبی است برای تجدید میثاق با آرمانهای بلند مهدویت؛ آرمانهایی چون عدالت مطلق، صلح پایدار و حکومت جهانی حق.

در این شب مبارک، جهان از عطر نرگس معطر است، رایحهی امیدی که از سرداب غیبت به مشام جان میرسد. حضرت ولیعصر (ارواحنا فداه)، نه تنها امام زمان ما، که تجسم کامل اسماء الهی بر روی زمین هستند. ایشان حجت باقی خداوند هستند که قیامشان، پایان فصل آزمونهای سخت بشر و آغاز فصل رحمت بیانتهای الهی خواهد بود.
ما شیعیان، در انتظار این روز بزرگ، خود را به دو بال نیازمندیم: بال اشک برای غربت طولانی غیبت، و بال عمل برای آمادهسازی بستر ظهور. امام ما، تنها با دعا زنده نیست؛ بلکه با قلبهایی بیدار، با نفسهایی پاک، و با عزمی استوار برای مقابله با پلیدیها و انحرافات، خواهان یاران واقعی است.
میلاد شما، ای آخرین ذخیرهی الهی، آغاز فصل جدیدی از زندگی ماست. در سایهی این تولد آسمانی، عهد میبندیم که در مسیر تقوا و عدالت قدم برداریم و آرزو میکنیم که هر روز، گامی هرچند کوچک، به فرج پرشتاب شما نزدیکتر شویم.
تا آن روز، قلبهایمان را به ذکر شریفشان منور میداریم و میگوییم:
“السلام علیک یا صاحب الزمان، ادرکنی.” و با تمام وجود فریاد میزنیم: “اللهم عجل لولیک الفرج.”

در سپیدهی خونین دیماه، زمین بوی غربت گرفت و آسمان، غمگینترین پرواز را تماشا کرد.
سرداری از تبار عشق، از قافلهی مردان خدا جدا شد و به دیدار معبود شتافت؛
حاج قاسم سلیمانی، مردی که نامش با غیرت، وفا و شجاعت در تاریخ این سرزمین ماندگار است.
او نه فقط یک فرمانده بود، بلکه مکتبی از ایمان و انسانیت بود؛
روحی که از مرزهای جغرافیا عبور کرد و دلهای آزادگان جهان را به هم پیوند زد.
زندگیاش، فصل روشن مجاهدت، و مرگش، چراغ راه نسلها شد.
سلیمانی، مرد میدانهای سخت، همان که در لبخند آرامش، طوفان اراده نهفته بود؛
همان که آرام سخن میگفت اما عملش لرزه بر اندام ظلم میانداخت.
او رفت، اما ردّ گامهایش روی خاک خاورمیانه هنوز روشن است؛
و صدای قدمهایش در قلب کودکان فلسطین، سوریه، و ایران تا همیشه میپیچد.
اکنون، آسمان یک ستاره کم دارد، اما زمین هزاران دلاور یافته است
که با یاد او، راه مقاومت را ادامه میدهند.
ای سردار دلها! پروازت را تبریک میگوییم، هرچند دلها از فراق تو در التهاباند…
شهادتت، نه پایان راه، بلکه آغاز بیداری است.
یاد و نامت جاودان، و راهت همچون خورشید، روشنیبخش دلهای آزادگان باد.